تبلیغات
استاد علیرضا افتخاری - به همین راحتی ؟؟!! فکرش رو هم نمی شه کرد!!
استاد علیرضا افتخاری




به همین راحتی ؟؟!! فکرش رو هم نمی شه کرد!! [عمومی , ]



 

شب بود خونه یکی از دوستان در یکی از شبهای بهاری

توی  مجلس گل و بلبل و شعر و شیرینی

اونجا باهاش اشنا شدم

 نمی دونستم این اشنا همیشه قرار با من بمونه !!

بشه شریک غم و شادی من توی هر جایی که حرف دل بود.

ولی قبل از اینکه این مطلب رو بخونید باید مثل من عاشقش باشید همین و بس!

قضییه این طور شروع شد:

دوستم صدای خوبی داشت

شروع کرد به خوندن

قشنگ بود به دلم نشست حس عجیبی داشتم !!!

گفتم: از کی بود ؟

گفت: ....

اسمش رو شنیده بودم  اما هنوز البومی از این شخص نداشتم.

اولش بی خیال شدم !!

به خودم گفتم : لابد دوستم قشنگ تر خونده

گفتم نمی خواد برم دنبالش و ببینیم کیه ؟

اما یه ندای درونی بود

که به من گفت: برخیز و به پا کن شوری تو به عالم

گفتم: قرض بده

 داد.

همون نواری که از روی اون خونده بود

اسمش اشنا بود

اما نه اینکه جایی شنیده باشم

نه !!!

اشنای دل بود انگار خیلی وقت بود می خواستم اونو داشته باشم

اول نوار بود اهنگ قشنگی بود

شروع کرد به خوندن

داشتم ...

نزدیک بود گریه ام بگیره

صدایی باور نکردنی

- اسم البوم بود

هنگامه

انجا شمع اشنایی  دلم روشن شد

گفتم: باید ببینیم این صدا از کجاست ؟

چی خونده ؟؟ می دونی اخه انگار دلم با این صدا محرم بودم !!

این صدا همه چیز دل من فاش می کرد

بگذریم!!!

از خونه زدم بیرون تا همون البومی که قرض گرفته بودم را تهیه کنم

شیطون منو گول زد !!!

به جایی اینکه چند تا از البوم این صدای شیرین رو بخرم به همون هنگامه بسنده کردم

از خواننده های دیگه هم گفتم بخرم ببینم اونا چه جوریه

خریدم

صدای بقیه رو هم شنیدم

اصلا چنگی به دل نمی زد .

خیلی وقتها صداشون گوش خراش و بدتر از این دلخراش بود .

انداختم شون دور

نوار ها رو می گم.

زدم توی گوش خودم که چرا شیطون اونجا منو گول زد؟؟؟

الان فکر کنم نزدیک به 10 سال هست که هنوز البومی از اون صدا ها نخریدم

اخه به عقیده من پول دادن به این صدا ها اسراف بزرگی بود و هست !!!

روی اوردم به محرم دلم

بعد از مدت کمی یکی دیگه از البوم های این صدای اسمانی رو خریدم

نمی شد بگی این بهتره یا  اون!!!

اصلا قابل مقایسه نبودند

همه عالی و قشنگ

گفتم یکی دیگه بخرم

یکی دیگه بخرم!!

یکی دیگه هم بخرم!!!!

هی خریدم و هی خریدم

همه اش عالی

الان همه البوم ها رو دارم .

هر کدوم از این البوم های قصه راز شبانه ای رو برای دلم فاش می کرد که بیشتر وقت ها با گوش کردن اونا تا سحر گریه می کردم

این صدا از اسمان بود  هدیه ای از خدا به بندگان خویش

این صدا عروج و نزول الهی داشت و داره

از اون موقع شدم یکی از دوستدارهای محکم و استوارش

نه دوستدار نه

طرفدار

نه طرفدار نه

عاشق

اره عاشقش شدم

ازش دفاع می کردم خوب اون موقع هم مخالف داشت

می گن ادم مومن همیشه دشمن داره همیشه!!!

صاحب صدا مومنی است از نسل حضرت داوود

بعد مدتی دستم به اینترنت رسید

سرچ کردم همون جستجو

اولین وبلاگی که دستم اومد یاد استاد بود

خیلی خوشحال شدم و کلی حال کردم

بعد از مدتی با وبلاگ های دیگه که در همین موضوع بودند اشنا شدم

خیلی وقت ها فقط مطالب رو می خوندم

نظری نمی دادم

بعدش گفتم نظری بدم

و دادم

یه دفعه وبلاگ زدم خودم بعدا خبردار شدم که وبلاگ زدم!!!

همه چی یه دفعه اتفاق افتاد

مدتی نوشتیم و نوشتیم

و کلی دوست های خوب و عالی پیدا کردیم

بعد از مدتی گفتیم  یه سایت کوچولو هم بزنیم

اخه هنوز کسی سایتی برای این صدای الهی  نزده بود

من اولی نفر بودم که سایت زدم

البته سایت نبود وب سایت بود

یادم هست تعداد زیادی از دوستان تقاضای کردند که سایتی بهتر ایجاد کنم

خب اون موقع قول داده بودم بعد از اتمام دوران دانشجویی اینکار را می کنم

فارغ التحصیل شدم و می بایست به عهد خود وفا کنم

بعدش با علیرضا جان مدیر وبلاگ یاد استاد گفتیم دو تایی سایت بزنیم

www.alireza-eftekhari.com 

البته تا افتتاح اون نزدیک به هشت ماه طول کشید

خب به هزار و یک  علت !!

در این هشت ماه گفتم من هم باید یه سایت بزنم

اما سایتی بزرگ و پر محتوا

سایتی که هر کی بتونه با اون کار کنه و مطلب بذاره و ... همه البوم ها توی اون باشه و ....

به خودم گفتم باید سایتی در خور شخصیت استاد افتخاری ایجاد نماییم

به خدا گفتم خدایا خودت بهتر از دلم خبر داری که می خوام برای چه شخصی سایت بزنم

خدایا چو دست یاری به سویت دراز کردم خودت یاری کن

گوشی تلفن رو برداشتم

شماره  گرفتم

 شماره ی یکی از دوستان قدیمی

یه پسر کم سن و سال و دوست داشتنی

 18 سال داشت

تلفن بوق می خورد

یه نفر گوشی رو برداشت.

گفتم :اقا بهرام هستند؟

گفتش: بله هستند . 

بعد از مدتی خودش گوشی رو گرفت.

احوال پرسی کردم

بهش گفتم : می خوام سایت بزنم

گفت : در چه موضوعی ؟

گفتم : برای استاد ... ....

اون موقع نگفت نمی شناسمش

گفت: چه کسی هست ؟؟

گفتم :خواننده  هست. سنتی می خونه

گفت: باشه

گفتم: خب هزینه طراحی سایت چقدر می شه؟

یه کمی فکر کرد !!

گفت: خودت بهتر می دونی توی ساری( شهر خودمون) فلانی داره اینقدر می گیره

فلانی هم داره اینقدر می گیره و .....

توی دلم گفتم: وای ویلا لابد داره مقدمه درست می کنه  حسابی قیمت رو ببره بالا !!!

همین طور داشت از قیمت های رنگارنگ می گفت و می گفت

گفتم: ای بابا بی خیال شما چقدر میگری ؟

گفت: ما به شما ارادت داریم .

گفتم:  چقدر؟

گفت: هیچی.

گفتم: تعارف بسه!!  چقدر؟

گفت: نه بخدا من هیچی نمی خوام ازت بگیرم.

باورم نمی شد.

گفت : هیچی

اون تا الان داشت از قیمت های هایکلاس بازار حرف میزد

اما یه دفعه گفت : من هیچی نمی گیرم !!!

به خودم گفتم شاید که داره شوخی می کنه یا اون هم از دوستداران استاد... هست !! و من خبر ندارم!

اما موقع طراحی سایت که یه شب تا صبح خونه شون بودم و دو تایی بیدار و هوشیار

اون داشت سایت رو طراحی می کرد و بنده هم ناظر کار

که این قضییه پیش اومد:

می گفت: هنوز  سنتی گوش نکردم!!!

می گفت: اولین بار اسم استاد .... رو از من می شنود

باورم نمی شد

ولی باور کردم

خب طبیعه اون فقط رپ و پاپ گوش می کنه !!

اون شب ساعت 3 نصفه شب  خونه اونا

گفت: یکی از این البوم ها رو انتخاب کن که پخش کنه ببینم برای چه صدایی دارم سایت طراحی  می کنم.

ابتدا البوم صیاد گذاشتم  و بعدش ...

خودش می گفت: این بهترین صدایی هست که تا حالا شنیده ام و کلی حرف که رد و بدل شد ...

تا صبح از استاد..... براش گفتم!!

اخرش هم گفت :استاد .... باید به وجود یه همچین طرفدارهایی به خودش افتخار کنه !!

گفتم : نه ما ایرانیها باید به خودمون افتخار کنیم و ببالیم  که همچین استادی داریم

اخرش هم هیچ هزینه ای نگرفت برای طراحی سایت!!

قربون محبتش و قربون صلح و صفای خدا

همین الان هم دارم این متن رو می نویسم می دونم همه اینکار ها یاری خدا بود

خدا استاد....... رو بیشتر از ما خیلی خیلی بیشتر از ما دوست داره خیلی بیشتر

خدایا شکرت

انتظار به سر رسید

بالاخره اول اردیبهشت امسال(85) این سایت راه افتاد .

البته هنوز یه کارهایی نیاز داره 

باید با حوصله خاصی مشخص و  برطرف شود

البته می دانم دوستان این قصور را خواهند بخشید.

این هم سایتی که ذکر خیرش بود:

www.ostad-eftekhari.com 

و در اخر بگم که :

ادم مگه چه جوری عاشق می شه؟؟؟!!!

به همین راحتی فکرش رو هم نمی شه کرد !!

باید عاشقش باشی تا  اون تو رو بخواد

 

پاورقی: حتما تا اینجا متوجه شدید که این صدا متعلق به چه کسی بود ؟؟

ان شخص کسی نیست جز ((((حضرت استاد علیرضا افتخاری )))

ارداتمند شما مهدی

حق یارتان

نویسنده مطلب : مهدی مدیر سایت استاد افتخاری



نوشته شده توسط اركیده در  جمعه 12 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 12 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

اركیده (29)
سهیلا (7)


موضوعات

عمومی (36)


 آرشیو

مرداد 1387 (1)
تیر 1387 (2)
فروردین 1387 (1)
بهمن 1386 (2)
آذر 1386 (1)
آبان 1386 (1)
مهر 1386 (2)
شهریور 1386 (1)
مرداد 1386 (2)
تیر 1386 (1)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (3)
دی 1385 (1)
مرداد 1385 (1)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
اسفند 1384 (1)
بهمن 1384 (2)
آبان 1384 (2)


صفحات

نمایش نظرات 1 تا 30





لینكستان

  هوای تو

  مسافر تنها

  ولایت

  استاد دل

  بخواب فروردین

  ترانه های ماندگار

  ویولونیست ایرانی

  سرمستان

  نی نامه /مشق های خط خطی

  گلپونه ها

  تو می آیی

  رازگل





لینكدونی
نشان عشق (-)
سلطان عشاق (-)
خورشید شبستان (-)
روزگار من (-)
گروه استاد افتخاری در یاهو (-)
سماع آسمان (-)
روی ابی اسمان (-)
آواز های بی نظیر استاد (-)
سخن عشق (-)
سایت استاد افتخاری3 (-)
سایت استاد علیرضا افتخاری۱ (-)
سایت استاد افتخاری۲ (-)
افتخاری و صدای آسمانیش (-)
عطر سوسن (-)
ترانه عشق (-)
عاشقان علی رضا افتخاری (-)
یاد استاد (-)
آتش کاروان (-)
نغمه گر عشق (-)
شبان عاشق (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی