تبلیغات
استاد علیرضا افتخاری - مقاله ای جالب و خواندنی از دوست خوبم مهرداد جان
استاد علیرضا افتخاری




مقاله ای جالب و خواندنی از دوست خوبم مهرداد جان [عمومی , ]



سلام به دوستان گل خودم

دوست نازم آقا مهرداد گل مقاله ای زیبا با نگرش و دیدی تازه در مورد موسیقی سنتی کشور و نیز انتقادهای سازنده و پیشنهادهای در خور تامل نسبت به بعضی از اساتید موسیقی را چند روز پیش به ایمیلم ارسال نموده اند که با کسب اجازه از دوست بزرگوارم مقاله ی ایشان را در اختیار شما دوستان خوبم میگذارم در ضمن نظرات خودتان را حتما اعلام کنید.(یادتان نرود)

 

مقاله:

با عرض سلام و آرزوی موفقیت برای تمامی دوستداران موسیقی سنتی ایران علی الخصوص اساتید گرامی که در راستای حفظ و گسترش موسیقی این مرز و بوم فعالیت می کنند .

 چند سالی است که در کشورمان بحث بی اهمییت شدن موسیقی اصیل ایرانی و گرایش جوانان به سمت موسیقی های غربی در بین دوستداران موسیقی سنتی و همچنین رسانه ها بسیار داغ است که البته به یک معضل نیز تبدیل شده و برخی را نگران ساخته است . از آن جایی که بنده یکی از دوستداران موسیقی کشورمان هستم و در این عرصه چند سالی است که به نوازندگی مشغول هستم تصمیم به استفاده از تجربیات خود ( هرچند ناچیز) گرفتم و این مقاله را تهیه کردم تا شاید بتوانم كمكی در راستای حل و بررسی این معضل بزرگ كرده باشم و بدین وسیله نقطه نظرات خود را به دوستداران موسیقی سنتی به خصوص دوستداران استاد افتخاری انتقال دهم . بنده این مقاله را در دو بخش تهیه كرده ام كه در بخش اول به توضیح در باره موسیقی تلفیقی و مزایای آن و در بخش دوم به بررسی مشكلات آواز كشورمان     پرداخته ام . دوستان و عزیزانی كه این مقاله را مورد مطالعه قرار می دهند توجه داشته باشند كه اگر در جایی ایرادی گرفته شده است تنها نظرات بنده حقیر است كه امیدوارم در انعكاس آنها به خوانندگان عزیز اشتباهی رخ نداده باشد .

بخش اول

همان طور كه در مقدمه ذكر شد بحث گرایش جوانان ما به سمت موسیقی غربی و لطمه خوردن به موسیقی ملی كشورمان و نیز بی اهمیت شدن آن امروزه به معضلی بزرگ تبدیل شده است و بسیاری را نگران ساخته است . و اما در چند سال اخیر استادان بزرگ همچون استاد افتخاری و استاد جلال ذوالفنون در این راه و حل این مشكل تلاش های بسیاری كرده اند كه یكی از این تلاش ها اجرای كار های تلفیقی بوده است كه خوشبختانه در این راستا بسیار موفق بوده و با استقبال جوانان رو به رو شده اند . اما اكنون برای درك بهتر این موضوع به شرح مختصری در مورد موسیقی تلفیقی می پردازم . هنگامی كه یك كار تلفیقی اجرا می شود (به عنوان مثال تلفیق یك ساز ایرانی مثل سه تار با یك ساز غربی مثل گیتار) اشخاصی كه برای شنیدن صدای گیتار و دیدن اجرای این ساز به سالن می آیند با ساز سه تار نیز آشنا می شوند و اجرای این ساز را هم می بینند و بدین ترتیب علاوه بر این كه یك كار جالب و به دور از هر گونه تكرار را می بینند و    می شنوند كه الحق زیبا نیز هست ، با موسیقی سنتی هم آشنا می شوند ؛  به گونه ای می توان گفت موسیقی سنتی به آنها معرفی می شود . از جمله این كار های انجام شده می توان به كنسرت های متعدد استاد ذوالفنون كه یكی از آنها مدتی پیش در تهران و با وجود ساز هایی همچون سه تار ، دف ، چغانه و پیانو اجرا شد و نیز به كاست های متعدد استاد افتخاری اشاره نمود . بنده معتقد هستم این كار علاوه بر این كه موسیقی سنتی ما را حفظ می نماید ، آن را نیز گسترش داده و حتی به دیگر كشورهای جهان معرفی می نماید . اما در این میان تعدادی از اساتید موسیقی كشورمان با این كار مخالف هستند و معتقدند كه این كار به اساس و پایه موسیقی سنتی لطمه وارد كرده و آن را از محور اصلی خود خارج می كند . شایان ذكر است كه در اجراهای تلفیقی هیچ گونه تغییری در اساس دستگاه ها به وجود نمی آید و حتی همه گام ها  به درستی اجرا می شوند و تنها با تغییرات جزئی كه بسیار حرفه ای نیز هست چند ساز با یكدیگر تلفیق شده و موسیقی زیبای تلفیقی را به وجود می آورند . قضاوت در مورد این موضوع كه موسیقی تلفیقی زیباست یا خیر و این كه آیا این كار صحیح است یا اشتباه را به عهده دوستداران موسیقی و كسانی كه اجراهای تلفیقی را گوش می كنند واگذار می كنم.

بخش دوم

در چند سال اخیر و با پیدایش خوانندگان متعدد موسیقی پاپ و رشد این سبك از موسیقی برخی از اساتید موسیقی ما به خصوص اساتید آواز نگران لطمه خوردن به این بخش مهم از موسیقی سنتی هستند . آنها معتقدند كه آواز در میان جوانان دگر دارای محبوبیت نمی باشد و جایگاه اصلی خود را از دست داده است . عمده دلایلی كه باعث پیدایش چنین شرایط برای موسیقی سنتی و آواز شده اند به سه دسته تقسیم می شوند كه عبارتند از:

1- به اهمیتی دولت كشورمان به این مهم و عدم وجود حمایت و پشتیبانی های لازم از سوی آن

2- بی تفاوتی مردم نسبت به این هنر و معطوف شدن ذهن آنها به سوی موسیقی های  دیگر نظیر پاپ   

3- نبود درك صحیح خواننده از شرایط موسیقی كشور و برخورد نادرست با آن

حال برای روشن تر شدن موضوع به شرح این دلایل می پردازم ؛ از نظر بنده دلیل دوم ناشی از وجود دلایل 1 و 3 می باشد زیرا زمانی كه از یك سو دولت از موسیقی ملی حمایت نكند و شرایط لازم را برای معرفی هر چه بهتر آن به مردم محیا نسازد و از سوی دیگر خواننده شرایط موسیقی كشور را به خوبی درك نكند و در مقابل رفتار نا مناسبی با آن داشته باشد در نتیجه مردم نسبت به این موسیقی بی میل شده و به سمت موسیقی های غربی گرایش پیدا می كنند . از میان دو دلیل دیگر مشخص است كه اولی مربوط به دولت است و از دست اساتید و دوستداران موسیقی غیر از پیگیری و اعتراض از طریق رسانه ها كار دیگری بر نمی آید ، و اما دلیل سوم ، در این موضوع چه كسی مقصر است ؟ چه كسی می بایست جوابگو باشد ؟آیا این موضوع هم به دولت یا مردم بستگی دارد ؟ آیا تكرار آثار گذشتگان و تنها اكتفا به اجرای مكرر آهنگ ها راه حل مناسبی است ؟ چرا كشور ما كه مهد هنر و موسیقی است باید دچار چنین معضلی شود آن هم در بخش آواز . چرا باید در كشورمان استاد عالی رتبه و گرانقدری همچون استاد شجریان داشته باشیم و در مقابل از صدای ایشان محروم باشیم . بنده از شخصی كه در كشورمان لقب پدر آواز ایران را داراست چند سوال دارم. جناب استاد شجریان شمایی كه مرتب تكرار می كنید در این چند سال آواز در كشورمان به جای پیشرفت پسرفت داشته است... شمایی كه مصر هستید آواز در كشور وضعیت مناسبی ندارد ... شمایی كه با اساتید بزرگی همكاری داشته اید و لازم به ذكر نام آنها نیست ... شمایی كه فن آواز را بسیار ماهرانه اجرا می نمایید و مورد تائید همه هستید ... شمایی كه معتقد هستید حفظ و اشاعه این موسیقی كه یادگار قدما و بزرگان ماست به نسل آینده وظیفه ملی تك تك ماست .... شمایی كه محبوب مردم این كشور هستید ... آیا تكرار راه حل مناسبی است؟ آیا اسرار بر اجرای مكرر دستگاه ها و آهنگ های قدیمی راه حل مناسبی است ؟ آیا این گونه می توان این معضل را حل كرد و از آن رهایی پیدا كرد؟ شما تا به حال چند كنسرت در داخل كشور و برای مردم خود كه انقدر محبوبشان هستید اجرا نموده اید؟ در سال چند كنسرت در خارج از كشور برگزار می كنید ؟ آیا هدف شما این است كه موسیقی اصیل را به دیگر كشور های جهان و مردمان آنها معرفی كنید ؟ آیا همه مردم ایران نهایت استفاده را از صدای شما كرده اند؟ آیا اجرا های متعدد شما !!! باعث شده كه مردم از صدای شما خسته شوند ؟ شما تا به حال چند اجرای زنده در كشور خود و البته همانند كنسرت های برگزار شده در خارج از كشور با فضایی مناسب داشته اید؟ آیا همه مردم این كشور با صدای شما آشنا هستند؟ چقدر به مردم كشور خود بها می دهید؟ آیا فكر نمی كنید اجرا های زنده و البته به دور از تكرار در شهر های مختلف ایران به هدف شما كمك می كند؟ آیا اگر شما هنر خود را در كشور خود به نمایش بگذارید و به خوبی از هم وطنانتان استقبال كنید آنها به سمت موسیقی اصیل گرایش پیدا نمی كنند ؟ از نظر شما اجرای چنین كار هایی از گرایش جوانان به سمت موسیقی های غربی جلوگیری نمی كند ؟ آیا می دانید اجرای كنسرت های متعدد از سوی خواننگان پاپ چقدر به گرایش جوانان به سمت این موسیقی كمك كرده است؟ مطمئنا آگاه هستید . چرا همچون استادان دیگر آواز كشورمان هنر خود را از طریق گسترده ترین رسانه جمعی به نمایش نمی گذارید ؟ آیا این سازمان صدا و سیما همان سازمان صدا و سیمای سال 1355 است كه در آن موسیقی مبتذل وجود داشته باشد و شما نامه ای به آن بنویسید و بگویید چون در انعكاس و گسترش موسیقی مبتذل فعالیت می كند از این بخش استعفا می دهید ؟ چرا حال كه این سازمان حاضر به همكاری با شما است دست دوستی به آن نمی دهید . آیا مردم باید صدای گرم شما را تنها از طریق كاست ها بشنوند ؟ (كه البته تعدادآنها نیز نسبت به دیگر خوانندگان بسیار كم است) آیا صدای شما تنها باید از طریق یك برنامه تلویزیونی پخش شود و آن هم به اجراهای گذشته شما بپردازد؟ (آوای ایرانی) آیا تا به حال فكر كرده اید كه چند نفر از مردم ایران مشتاقانه منتظر اجرای شما در شهرشان هستند؟ چرا باید پس از یك خشك سالی طولانی در اجرای كنسرت ها شما در داخل كشور كنسرتی این گونه در تالار وزارت كشور برگزار شود و انقدر دارای حاشیه و مشكل باشد ؟ آیا در این كنسرت هم سازمان صدا و سیما نقش داشت ؟ البته دوستان عزیزی كه در جریان برگزاری این كنسرت بودند مطمئنا از حاشیه ها و مشكلات متعدد این كنسرت آگاه هستند . آیا مشكلات سالن اجرا و پشتیبانی از سوی دولت انقدر برای شما مشكل ساز است كه باعث می شود شما در داخل كشور كنسرت برگزار نكنید و این كنسرت ها را به خارج از كشور ببرید؟ تكرار می كنم آیا هدف شما تنها گسترش موسیقی اصیل و معرفی آن به دیگر نقاط جهان است؟ شما برای اینكه موسیقی سنتی را گسترش دهید و آن را بهتر به مردم معرفی كنید تا به حال چه كرده اید؟ فقط تكرار؟كنسرت های خارج از كشور؟ گوشه نشینی؟ دوری از مردم؟

امیدوارم دوستان اهل موسیقی و خوانندگان عزیز متوجه منظور بنده حقیر شده باشند و امید است با تلاش اساتید بزرگ كشورمان به خصوص اساتید آواز !!!!!  و به یاری خداوند بزرگ این مشكل حل شود و از این معضل رهایی پیدا كنیم .

و اما همان طور كه گفته شد بخشی كه خواندید مربوط به مشكلات آواز در كشورمان و البته نقطه نظرات بنده بود . اما در این قسمت بنده قصد هشدار به اشخاصی را دارم كه خود را طرفداران استاد شجریان معرفی می كنند و به این بهانه هرگونه تهمت و ناسزایی را به استاد افتخاری نسبت می دهند. تمامی اساتید و دوستداران موسیقی سنتی آگاه هستند كه استاد علیرضا افتخاری چندین سال است كه در موسیقی این مرز و بوم فعالیت دارند و تلاش های بسیاری در جهت حفظ و گسترش این موسیقی انجام داده اند و همگی به این امر واقف هستیم كه ایشان از صدایی بسیار زیبا ، گرم و بی همتا برخوردار هستند . ایشان تا به حال كاست های فراوانی منتشر كرده اند كه مورد استقبال همه قرار گرفته است . با این حال آیا درست است كه استاد افتخاری در همه مصاحبه های خود بگویند كه من استاد شجریان را مانند پدرم دوست دارم و طرفداران ایشان این گونه به استاد اهانت كنند؟ اگر ایشان كار تلفیقی انجام می دهند دلیل بر بی سوادی ایشان است؟ یا مشخص می شود كه از موسیقی دستگاهی اطلاعات كاملی ندارند یا به آواز مسلط نیستند ؟ مطمئنا این گونه نیست و همه كسانی كه در این راستا فعالیت می كنند خود به درجه علم ایشان از موسیقی سنتی و آواز آگاه هستند . اگر استاد افتخاری با سازمان صدا و سیما همكاری می كنند و هدف ایشان حفظ و گسترش این موسیقی است باید گفته شود كه ایشان در پی شهرت و مقام و ثروت هستند؟ بنده خود تا به حال در سایت ها و وبلاگ هایی كه متعلق به استـــاد شجـریان هستند ملاحظه كرده ام كه چگونه به استاد افتخاری اهانت می كنند و ایشان را مورد تهمت قرار   می دهند و در جواب ایشان و دوستدارانشان تنها سكوت كرده اند . اگر مبنا بر این است كه در دنیای بزرگ اینترنت و وبلاگ نویسی كه متاسفانه هیچ گونه نظارتی نیز بر آن نیست به استاد بزرگی همچون استاد  افتخاری توهین شود و ایشان مورد اهانت قرار گیرند ؛ بنده هم به صراحت و با قدرت تمام اعلام می دارم موسیقی تلفیقی ، ایجاد كار جدید و البته پرهیز از تكرار مطمئنا و صد در صد هزاران بار بهتر از گوشی نشینی و تكرار آثار و یك نواختی است و با اقتدار كامل و نهایت اطمینان اعلام می كنم در تاریخ موسیقی كشورمان هرگز استادی همچون حضرت استاد افتخاری نداشته و نخواهیم داشت كه این گونه با صدای آسمانی و بی همتای خود دلسوز موسیقی اصیل باشد . بنده مطمئن هستم تمامی تهمت های وارده به ایشان از روی لجاجت و بی اطلاعی از موسیقی بوده و اشخاصی كه این گونه مطالب را در وب و وبلاگ های خود درج می كنند اشخاصی بی سواد هستند كه از موسیقی این مرز و بوم هیچ گونه اطلاعاتی ندارند و مطمئنا این حرف های بی ارزش و بی معنا هرگز تاثیری در شان ، مقام و منزلت استاد افتخاری نخواهد داشت . البته در اینجا از قول حضرت حافظ باید گفت :

                                                    

هركسی را نتوان گفت كه صاحب نظر است                                                          

  عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است

در پایان مقاله خود با نتیجه گیری در سه بخش به پایان می برم :

1-اگر خواستار پیشرفت ، حفظ و گسترش این موسیقی هستیم و می خواهیم از لطمه خوردن به هویت آن جلوگیری كنیم می بایست ساز های كهن و قدیمی كه كم كم به دست فراموشی سپرده می شوند را زنده كرد و در كنار موسیقی سنتی خود به موسیق تلفیقی روی آوریم و از تكرار و گوشه نشینی بپرهیزیم. ما ملودی را دارا هستیم و در این بخش بسیار قوی هستیم اما در بخش تكنیك ضعیف هستیم . باید به دنبال تكنیك بود تا ملودی نیز كامل شود .

2- دولت كشورمان می بایست حمایت ها و پشتیبانی های همه جانبه خود  (علی الخصوص حمایت های مالی) را از موسیقی فاخر انجام دهد و راه را برای اساتید محترم باز نگه دارد تا شاهد پیشرفت و گسترش موسیقی سنتی و رشد استعداد های جوان باشیم .

3- می بایست در بخش آواز سبك ها و شیوه های جدیدی به وجود آورد و به دنبال كارهای جدیدی بود متاسفانه در چند سال اخیر فقط شاهد تقلید از استاد شجریان بوده ایم .

در پایان برای تمامی اساتید و دوستداران موسیقی سنتی و تمامی كسانی كه در حفظ و اشاعه آن خالصانه فعالیت می كنند آرزوی موفقیت و سربلندی دارم .

                                                                                                حق یارتان 

                                                                                               مهرداد

پا نوشت ها:

1: در اینجا از دوست خوبم اقا مهرداد گل که ما رو قابل دانسته اند و اجازه دادند تا این مقاله را در این وبلاگ بگذارم تشکر و قدردانی ویژه دارم.

2:امیدوارم که ایشان(مهرداد جان) همچنان با مقاله های زیبای خود ما را در راه حفظ و اشاعه موسیقی سنتی کشور بیشتر از پیش هدایت کنند.

3: در اخر از مهرداد جان خواسته ای دارم که نمی خواهم نه توی پاسخ به آن باشد : مهرداد جان چرا وبلاگی ایجاد نمی کنی تا ما بیشتر از  افکار  زیبای شما بهره مند شویم می دانم هر کس که این مقاله ی زیبای شما را خوانده باشد حتما خواسته اش این هست که وبلاگی دایر نمایید. البته می دانم که سرتان خیلی شلوغ هست ولی هر چند وقت یکبار هم که وبلاگ را آپدیت کنی کلی غنیمت هست منتظر نظر مثبت شما خواهیم ماند.



نوشته شده توسط اركیده در  چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 02:02 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 27 بهمن 1384 و ساعت 02:02 ق.ظ

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

اركیده (29)
سهیلا (7)


موضوعات

عمومی (36)


 آرشیو

مرداد 1387 (1)
تیر 1387 (2)
فروردین 1387 (1)
بهمن 1386 (2)
آذر 1386 (1)
آبان 1386 (1)
مهر 1386 (2)
شهریور 1386 (1)
مرداد 1386 (2)
تیر 1386 (1)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (3)
دی 1385 (1)
مرداد 1385 (1)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
اسفند 1384 (1)
بهمن 1384 (2)
آبان 1384 (2)


صفحات





لینكستان

  هوای تو

  مسافر تنها

  ولایت

  استاد دل

  بخواب فروردین

  ترانه های ماندگار

  ویولونیست ایرانی

  سرمستان

  نی نامه /مشق های خط خطی

  گلپونه ها

  تو می آیی

  رازگل





لینكدونی
نشان عشق (-)
سلطان عشاق (-)
خورشید شبستان (-)
روزگار من (-)
گروه استاد افتخاری در یاهو (-)
سماع آسمان (-)
روی ابی اسمان (-)
آواز های بی نظیر استاد (-)
سخن عشق (-)
سایت استاد افتخاری3 (-)
سایت استاد علیرضا افتخاری۱ (-)
سایت استاد افتخاری۲ (-)
افتخاری و صدای آسمانیش (-)
عطر سوسن (-)
ترانه عشق (-)
عاشقان علی رضا افتخاری (-)
یاد استاد (-)
آتش کاروان (-)
نغمه گر عشق (-)
شبان عاشق (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی